تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 3 بعد از ظهر | نویسنده : فرهاد طالبیان ریزی

مزايا و معايب صنايع اصلي كشور

محقق و گردآورنده‌: فرهاد طالبيان ريزي

كارشناس مكانيك ساخت و توليد

من در دوره كارداني در استان مركزي كه يكي از قطب هاي صنعتي و علمي كشور محسوب مي شود درس مي خواندم و درسي داشتيم تحت عنوان " ماشين افزار توليدي " (دستگاه هاي تراش و فرز بزرگ و كوچك ) كه با انواع و اقسام دستگاه هايش از لحاظ ظاهري ، كاربرد و غيره آشنا مي شديم و براي تك تك دستگاه ها معايب و مزايايي تعريف مي شد .

بعدها با كمي مطالعه بيشتر و تحقيقات مستمر من متوجه شدم كه نه تنها اين نوع دستگاه ها بلكه تمام مواد و وسايلي كه در اين در دنيا موجود مي باشند داراي معايب و مزايا هستند و محال است ماده اي فقط ضرر يا فقط سراسر عيب باشد و مهم اين است كه اين معايب و مزايا را دريابيم و به موقع از آنها استفاده كنيم .

صنعت خودروسازی ایران، پس از صنعت نفت بزرگ‌ترین صنعت در ایران است. هم‌اکنون ایران با ساخت ۱،۳۹۵،۴۲۱ دستگاه خودرو و ۳۵،۹۰۱ دستگاه خودروی تجاری (در سال ۲۰۰۹) دوازدهمین خودروساز بزرگ دنیا و بزرگترین خودروساز خاورمیانه شده است.

در سال ۲۰۰۹ ایران از لحاظ سرعت رشد صنعت خودرو مقام پنجم دنیا را پس از چین، تایوان، رومانی و هند کسب کرد كه اين جزء مزاياي اين صنعت بوده و از جمله معايب آن اين است كه صنعت خودرو سازي ما بيشتر به منبعي براي پول سازي و درآمدزايي براي دولت در آمده و تا زمانيكه تفكر خدمت به مردم و امنيت حمل و نقل در آن نباشد قطعاً كيفيت آن بهبود نخواهد يافت و به طبع آن آمار تصادفات و كشته شدگان كشورمان به نسبت خاورميانه و جهان كماكان تاسف بار بوده و اين صنعت ( خودروسازي ) در ميان صنايع ديگر كشورمان رتبه نخست در توليد آلايندگي را همچنان به خود اختصاص مي دهد .

صنعت هواپيمايي و حمل و نقل هوايي ما هم بنا به دلايل تحريم و همچنين دلايل امنيتي از لحاظ رشد علمي ، پيشرفت چنداني نداشته است چراكه سيستم قديمي آزمون و خطا در اين مجموعه وجود دارد كه برابر است با هدر رفت سرمايه ها و در بعد از ساخت يك هواپيماي كامل و پروازهاي متعدد و موفقيت آميز كم كم تعمير ، نصب و نگهداري قطعات اصلي و فرعي مورد توجه قرار نمي گيرند .

همچنين شايان ذكر است كه از متخصصين خبره و مطلع در امور ساخت و ساز و مونتاژ استفاده نمي شود بلكه از كارشناساني استفاده مي شود كه صرفاً خود شركت هاي مونتاژ و سازنده قطعات آنها را تعيين و استخدام مي كند يعني فيلترهاي عقيدتي بيشتر از فيلترهاي علمي و تخصصي حائز اهميت بوده و اعمال مي گردد .

در سال 1390 مدیرعامل شرکت فرودگاه‌های کشور به انجام روزانه یک هزار و ۱۵۰ پرواز در آسمان ایران اشاره کرد و گفت: این پروازها شامل ۴۸۰ پرواز عبوری، ۵۵۰ پرواز داخلی و ۱۶۰ پرواز بین‌المللی است؛ بنابراین باید با برنامه‌ریزی دقیق این میزان به سه برابر افزایش یابد و بطور حتم زیرساخت‌ها در این برنامه فراهم است.

و يا به گزارش ایرنا به نقل از روابط عمومی شرکت فرودگاه های کشور در تاريخ 7 فروردين 1393 ، ابراهیم شوشتری معاون عملیات هوانوردی شرکت فرودگاه های کشورطي مصاحبه با اين خبرگزاري گفت : تعداد پرواز در مسیرهای داخلی در مقایسه با روز 28 اسفند ماه سال 91 بیش از 9 درصد افزایش نشان می دهد وبا انجام 541 سورتی پرواز، بیشترین پروازهای هوایی در مسیرهای داخلی در روز 28 اسفند ماه سال 92 به ثبت رسید.

خب دو نمونه مصاحبه فوق را خوانديد و مطلع شديد كه اين آمارها فقط و فقط نشان از افزايش كمي پرواز ها مي دهد كه امري است بسيار رضايتمند و از مزايا محسوب مي گردد ولي از افزايش كيفي پروازها هيچ خبري نيست .

در مصاحبه هاي فوق ميخواهند با اين منطق به نوعي به طرف خواننده مصاحبه القاء كنند كه چون پروازهاي ما افزايش يافته پس پيشرفت چشمگيري نسبت به سال هاي گذشته داشتيم كه اين نوع نگرش و اين نوع نتيجه گيري بسيار زيان بار و خطرناك مي باشد كه نتيجه آن سقوط یک فروند هواپیمای آنتونوف در تاريخ 19 مرداد 93 است که از تهران عازم طبس بود كه به كشته شدن40 سرنشین و 8 خدمه پرواز پس از برخاستن از فرودگاه مهرآباد منجر شد .

دليل اصلي حادثه اين است كه موتور هواپیماهای آنتونوف در ابتدا متعلق به یک نوع هلی کوپتر بوده که شرکت اوکراینی پس از اصلاحات لازم، از آن به عنوان موتور هواپیما استفاده کرده همچنين سیستم های اویونیک شامل کامپیوتر مدیریت پرواز و سیستم های اتوپایلوت و کنترل موتور و سوخت بهینه و به روز نیستند و این باعث افزایش فشار کاری خلبانان می شود.

دلايل فرعي حادثه فشار كاري خلبانان ، استرس و فشار كاري كاركنان ساخت قطعات داخلي هواپيما در ايران نظير امنيت شغلي ،حقوق و ... ، ترجيح دادن به استفاده از مواد اوليه با كاركرد متوسط و ارزان به جاي مواد اوليه بسيار مرغوب توسط مديران ، عدم استفاده از متخصصين و كارشناسان خبره و همچنين عدم استفاده از اتاق هاي فكر و مشاوره صنعتي نظير پارك هاي فناوري ، نظريه اساتيد و دانشجويان مرتبط با مكانيك ، متالورژي و صنعت هوانوردي ، عدم برنامه ريزي واحد براي تناسب داشتن ميزان حمل و نقل جاده اي ، ريلي و هوايي كشورمان با يكديگر مي باشد .

مثلاً ترجيح داده شود كم كم استفاده از بدنه فولادي براي هواپيما را به سمت بدنه فيبركربني و تيتانيمي ببريم . يا مثلاً براي تعمير ريل آهن صرفاً از جوشكاري ترميت استفاده شود و مرتب تعمير و نگهداري ريل هاي قطار صورت گيرد يا براي اجراي يك پروژه يا يك طرح ايده هاي اساتيد ، دانشجويان،متخصصين به مناقصه گذاشته شود.

بطور كلي مي توان گفت كه در صنايع حساس كشور ما قطعات و دستگاه هاي ما تحت شرايط اضطراب و زمان ساخته مي شوند نه كيفيت .

راهكار اين است كه قطعات و دستكاه هاي ما نظير ساخت واگن هاي قطار ، قطعات داخلي و بدنه هواپيما ، قطعات اتوبوس و غيره كه با جان مردم سر و كار دارد هيچگاه تحت شرايط تنش و اضطراب ساخته نشوند و همچنين ساخت قطعات بر اساس كيفيت استاندارد باشد نه بر اساس زمان . يعني زمان نبايد صرفاً تعيين كننده توليد ما باشد . تعمير و نگهداري آنها نيز امر مهمي است كه بايد با دقت و لطافت بسيار زيادي صورت گيرد .

(كارخانه ذوب آهن اصفهان )

بر اساس آمار رسمي انجمن جهاني فولاد رتبه كشورمان در ميان 40 كشور توليد كننده مقام هفدهم را دارد در مقام توليد شايد گفت رتبه خوبي باشد اما از نظر صادرات حتي در بين 15 كشور صادر كننده هم نيستيم .

امروزه صنعت فولاد ما با وجود سابقه 55 ساله‌ اش و با مشکلات فراوانی همچون مشکل تامین مالی، تامین مواد اولیه و قطعات، بهره ‌وری نیروی کار، زیرساخت‌ها و حامل‌های انرژی، عدم توسعه متوازن بخش معدن و فولاد، زیرساخت‌های حمل‌ونقل‌ ریلی و... روبه ‌رو است ولی در کشور همسایه ما یعنی ترکیه صنعت فولاد رونق چشمگیری داشته است و طبق آمار انجمن جهانی فولاد ترکیه در سال 2013 هشتمین فولاد‌ساز بزرگ دنیا و سومین فولادساز بزرگ اروپا بعد از روسیه و آلمان بوده است .

از همه بدتر براي ما اين است كه به گفته مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوا از نتایج آخرین بررسی‌های جهانی در مورد وضعیت آلاینده ذرات معلق :

بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی تهران بین ۱۵۲۴ شهر از نظر آلاینده ذرات معلق کوچکتر از ۱۰ میکرون در رتبه ۱۶۲ آلودگی قرار دارد و شهرهای آلوده‌تر جهان نسبت به شهر تهران در قاره آسیا و شهرهای پاکتر از شهر تهران عموماً در قاره آمریکا، کانادا و اروپا  قرار داشته اند.

با كمي دقت و ملاحظه اينطور استنباط مي شود كه كشورهايي كه رتبه اول توليد و صادرات فولاد ، خودرو  و غيره را دارند ( آمریکا، کانادا و اروپا )  آلايندگي كمتري نسبت به كشور ايران دارند.

نتيجه كلي :

توليدات ما منطبق بر دانش روز نيست و توليد بايستي با احتساب تمام جوانب و حاشيه ها بصرفه باشد .

مديريت ما بايد از سمت و سوي سنتي و قديمي بيشتر به سمت دانش بنيان ، به روز و بدون آزمون و خطا رفته و متكي به نظارت دقيق و مستمر باشد  .

متاسفانه مسئولين و مردم ما در هنگام سقوط يك هواپيما ، تصادف و از بين رفتن خودور اتوبوس و يا خارج شدن يك واگن از ريل فقط و فقط دنبال يك دليل و يك علت هستند در صورتي كه صدها علت اصلي و فرعي در پشت هر يك از اتفاقات نهفته و بايستي تك تك اين علل با برنامه ريزي حساب شده ، تظارت و بدون تنش و استرس بررسي و اصلاح شوند .

به نظر من از بزرگترين مشكلات ديگر مي توان به تعويض و جابجايي سريع مسئولين در صنايع مختلف نيز اشاره كرد كه به دليل تفاوت در نگرش ها و تصميم گيري ها ( مفيد يا مضر ) به كار برنامه ريزي بلند مدت و يكپارچه در صنعت صدمه مي زند .